; کمون چیست؟ - کمون

کمون

کمون چیست؟

پرسش حمید
مطالبی که در اینجا نوشه شده را دنبال کردم. برایم پرسشی مطرح است. نام سایت کمون است. اما ندیدم توضیح واضحی در اینباره داده باشی. منظورت از کمون چیست؟
در جستاری که برای یافتن یک آرمان داشته ام به این واژه برخورد کرده ام. در بین مرامهایی که در حد توان خودم خوانده ام مرام کمونیستی یا مارکسیستی برایم جالبتر است. اما به این نظام فکری کاملا به دیده شک نگاه می کنم. مخصوصا به نسخه های حکومتی امتحان شده آن. پس منظور از کمون در اینجا کمونیزم نیست.
در یک نگاه تاریخی، کمون به جمعیتهای اولیه انسانی گفته شده است که شکارچی بوده اند و معمولا در یک محل عمومی حول یک آتش مشترک زندگی می کردند و هنوز واحد خانواده در آن به وجود نیامده بود. با ورود به عصر کشاورزی این جمعیتها از بین می رود. اما در زندگی کوچ روی و دامداری به حیات خود ادامه می دهد و با تسامح می توان آن را معادل ایل گرفت. در اواخر قرن هیجده همزمان با ورود به عصر سرمایه داری و ظهور مکتبهای عدالت اجتماعی. نخستین بار تحت عنوان سوسیالیسم تعاونی که بعدا مارکس نام سوسیالیسم آرمانشهری یا سوسیالیسم تخیلی برآن نهاد شبه کمونهایی به وجود آمد همچون شبه کمونی که رلبرت اوون در ولز ایجاد کرد این شبه کمونها پس از یک دوره رشد و شکوفایی زیر فشارهای چرخ سرمایه داری از بین رفتند. نقطه اوج ظهور کمون در حکومت دو ماهه کمون پاریس در 1871 است که با اعدام گسترده تشکیل دهندگان آن مواجه شد. همزمان در این دوره رشد و نفوذ اندیشه های مارکس را داریم که در نهایت منجر به انقلاب اکتبر در شوروی و پیروزی مائو در چین می شود. پس از تشکیل دولتهای سوسیالیستی تجربه کمون را به شکل کلخوزها در شوروی داریم. واژه کلخوز درهم‌کشیده‌ای از عبارت коллекти́вное хозя́йство (کُلِکتیوْنوئه خوزیایْسْتوو) به معنی "خانه‌داری اشتراکی" است. همزمان در ادامه رویای آرمانشهر سوسیالیستی در اسرائیل کیبوتص ها به وجود آمدند. کیبوتص نوعی «دهکده اشتراکی» است. در کیبوتص، هر کسی به اندازه توان خود کار می‌کند و به اندازه نیازش از درآمد عمومی استفاده می‌کند. همه چیز کیبوتص، مال همه اهالی آن جامعه است و در عین حال، مال هیچ‌یک از آنان نیست. در کیبوتص «مالکیت خصوصی» وجود ندارد و مالکیت تنها «اشتراکی» است. همچنین شرکتهای تعاونی در ایران گونه ایی کمون محسوب می شود.
اما آنچه که من از این واژه برداشت می کنم روح تمام فعالیتهای فوق است . تلاشی که می خواهد انسانها لذت با هم بودن را درک کنند و به نظرم هیچ لذتی برتر و بهتر از قرار گرفتن در یک جمع همدل نیست. وقتی همه این تلاشها را در کنار نتایجی که به بار آورده است در نظر بگیری اگر واقع بین نباشی دچار یاس و سرخوردگی می شوی اما با تمام پستی و بلندیها و زشت و زیبا بودن های این تلاشها برآیند آن رو به جلو است. درسی که من از این نتایج می گیرم این است که بایستی اندیشه را با دل و جان عمل کرد و در عین درک تاریخ از اسارت آن و هر آنچه جزمیت است گریزان بود. مهمترین چیز این است که در واقعیت و همراه با واقعیت برای نزدیکتر شدن به حقیقت زندگی کرد.
نویسنده : تارا : ٤:٥٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم